وفا كنيم و ملامت كشيم و خوش باشيم                  كه در طريقت ما كافريست رنجيدن

واقعيت های زندگی

واقعيتهاي زندگي امروز

 

 

*      ما اکنون ساختمانهاى بلندترى داريم اما سقف تحمل‌مان کوتاهتر شده است.

*       جاده‌هاى پهن‌ترى داريم اما ديدگاهمان باريکتر شده است.

*       بيشتر خرج مي‌کنيم ولى کمتر به‌دست مي‌آوريم.

*       بيشتر از سابق خريد مي‌کنيم ولى شادى کمترى نصيب‌مان مي‌شود.

*       خانه‌هاى بزرگترى داريم با خانواده‌هاى کوچکتر.

*       راحتى بيشترى داريم ولى وقت کمتر.

*       درجات تحصيلى بالاترى کسب مي‌کنيم ولى فهم و ذوقمان پائينتر آمده است.

*       دانش بيشترى داريم ولى قدرت تشخيص کمتر.

*       تجربه بيشترى داريم ولى مشکلاتمان هم بيشتر شده است.

*       بيشتر از سابق دارو مي‌خوريم ولى سلامتى کمترى داريم.

*       نوشيدنى زياد مي‌خوريم، سيگار زياد مي‌کشيم، بي‌پروا خرج مي‌کنيم، بسيار کم مي‌خنديم، با سرعت زياد   رانندگى مي‌کنيم، زود عصبانى مي‌شويم، شبها دير مي‌خوابيم، صبحها خسته از خواب بيدار مي‌شويم، بسيار کم مي‌خوانيم، بسيار زياد تلويزيون تماشا مي‌کنيم و به‌ندرت دعا مي‌کنيم.

*       مقدار چيزهايى که در اختيار داريم بسيار بيشتر از سابق است ولى ارزش خود ما کمتر شده است.

*       بيشتر حرف مي‌زنيم و کمتر فکر مي‌کنيم.

*       کمتر عشق مي‌ورزيم و بيشتر نفرت داريم.

*       ياد گرفته‌ايم چگونه زندگى را بگذرانيم ولى نمي‌دانيم چگونه زندگى را بسازيم.

*       ما سالهاى زندگيمان را افزايش داده‌ايم ولى زندگى سالهايمان کاهش يافته است.

*       ماه تا ماه مي‌رويم و بر مي‌گرديم ولى از کوچه رد نمي‌شويم تا به همسايه جديدمان سرى بزنيم.

*       کارهاى بزرگترى انجام داده‌ايم ولى نه بهتر.

*       اتم را شکافته‌ايم ولى پيشداوريهايمان دست نخورده باقى مانده‌اند.

*       بيشتر برنامه‌ريزى مي‌کنيم و کمتر کار.

*       هميشه عجله داريم و کمتر صبر مي‌کنيم.

*       کامپيوترهاى بيشترى مي‌سازيم و اطلاعات بيشترى در آنها نگاهدارى مي‌کنيم ولى ارتباطمان با همديگر کمتر و کمتر شده است.

*       با سيستم تغذيه‌اى که داريم، چاقتر از سابق شده‌ايم ولى شخصيت‌مان نحيفتر و لاغرتر شده است.

*       حالا زن و مرد هر دو کار مي‌کنند و درآمد خانواده بيشتر شده است ولى ميزان طلاق هم افزايش يافته است. خانه‌ها شيکتر ولى خانواده‌ها کوچکتر و شکسته‌تر.کدوم راه


?نوشته شده توسط دريا نورد | در شنبه ٤ شهریور ،۱۳۸٥ | پیوند  | پيام هاي ديگران ()  

 

سلام دوستان و همراهان من

منو بابت تاخير در پست جديد ببخشيد .

ديگر اکنون روزهای آخر سال ۱۳۸۴ را با هم پشت سر می گذاريم .نمی دانم هرکدوم ما چه سهمی و به چه اندازهای توانستيم به اهدافمان نزديکتر و برای اطرافيانمان مفيد تر باشيم .باشد که همه ما به اين اهم رسيده  و با هم برای سال نو دست به سوی خدا بلند کرده و باهم او را سپاس و از او       می خواهيم :  

خدايا ریسمان ایمانم را قوی گردان وبه من بياموز چگونه هنگامي که دستانم بسته و زبانم بندآمده بر ظلمي روا شده ، صبوری کنم.
خداوندا به من توفيقي ده که فقط يک روز بنده مخلص تو باشم که مي دانم حتي ساعتي اين چنين بودن بس دشوار است.
خدايا يا مهر آنان را که در دلشان بر من محبتي نيست از دلم بيرون کن يا به من صبري ده که کساني را که دوستم ندارند دوست داشته باشم.
خدايا سينه ام را چنان بگشاي که درد هاي تمام عا لم را در آن جاي دهم.
خدايا به من ذره اي از رحمت بيکرانت را ببخش تا بتوانم آنانکه محبتم را تقديمشان کردم و تحقير شدم آنان که دوستشان داشتم و دشمنم داشتند و آنان که درحقم ظلم کرده اند را ببخشم.
خداوندا دستانم خا لي اند و دلم غرق در آمال . يا به قدرت بيکرانت دستانم را توانا گردان يا دلم را از آرزوهاي دست نيافتي خا لي کن.
 بارالها زبانم در ستايش تو قاصر است به من زباني عطا کن تا گوشه اي اندک از رحمت بيکرانت را سپاس گويم.
خدايا قلبم را از تمام کينه ها پاک کن که غير از تو کسي را بر اين کار قادر نيست.
َخدايا شکم را به باور. باورم را به ايمان و ايمانم را به يقين مبدل فرما.
خداوندا به من صبري ده که بر سيلي دشمنان بخندم و با خنجرهاي دوستان به رقص آيم.
خدايا  ، ضعفم را به قدرتت، جهلم را به علمت، حماقتم را به حکمتت، گناهانم را به رحمتت، عصيانم را به عزتت،
 تيرگي دلم را به نورت، بي حرمتي هايم را به قداستت، تنگ دستي و بخلم را به کرمت و ناسپاسي ام را به لطفت ببخشای ... 
 


?نوشته شده توسط دريا نورد | در چهارشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳۸٤ | پیوند  | پيام هاي ديگران ()  

کربلا و استقامت قسمت دوم

سپيدي گلوي اصغر از مشرق آغوش حسين بهتي سنگين را برميدان حاكم  ساخته بود همه چشم شده بودند

سكوت ، مجال فرياد به نفس ها بخشيده بود . صداي گريه كودكانه اي ترجمان تشنگي اصغر بود : آخر اين كودك را چه گناهي است ؟ كدامين شما را آزرده است ؟ چه كسي از گل رنجش ديده است ؟ اين كودك كدام دل را آزرده است ؟ حسين پرنده كوچكي را كه بال پرواز نداشت فرا دست آورد ، همه مي نگريستند و برخي نيز مي گريستند . دل هاي سنگي وصخره اي اما پرواي جنايتشان نبود .اينك همه اصغر را مي ديدند و چهره اي كه مهتاب رنگ پريده اش و لب هاي خشكيده اش با لهجه فصيح مظلوميت با انبوه تشنه كامان خون سخن مي گفت : مرغك بي ترانه در آشيان دست پدر آرام  نشسته بود اما اندكي بعد عطش به بي تابيش كشاند دست و پا مي زد و پدر در شرمساري بي آبي چاره اي مي جست آن سوي تر نيز قلبي سياه گلوي سپيد كودك را مي تپيد و دستي سياه تر به سيرابي حلقومش مي انديشيد اصغر چونان ماهي افتاده به ساحل بر ساحل دست حسين دست و پا مي زد و پدر در خود مي گريست در خود مي شكست و تمامي صبوريش را به دست هايش مي داد گل لحظه به لحظه پژمرده تر مي شد و دست هاي خسته و افراشته حسين  خسته تر اندكي كودك را پايين تر آورد تمناي بوسه اي داشت ، شايد اين بوسه مي توانست دمي كودك را آرام كند سر را فرود آورد، نسيم بوسه بر گلبرگ گونه ها وزيد اما پيش ترازآن صفير تيري پرده هاي هوا را دريد و پيش از پدر حنجره تشنه اي را گريه در آن خشكيده بود بوسه زد .              

زمين لرزيد هستي چشم فرو بست ابري تار نگاه پدر را پوشاند اينك چه كسي تسلاي سوخته دلي حسين خواهد بود جبرئيل نبود تا قامت فرزند علي را راست كند و زخمي مرهم ناپذير را التيام بخشد . گريبان آسمان چاك خورد باراني از فرشته باريد و فواره اي كه از ناي عطشناك اصغر مي جوشيد همه ي فرشتگان را سيراب كرد . حسين خون اصغر را به آسمان پاشيد تا فرو نريزد . پدر در برزخ رفتن و برگشتن مانده بود . دوگام به پيش و گامي به عقب و نگاه بر معصوميت متبسم كودك . ردا برچهره اصغر كشيد  هيچ كس    نمي داند چرا  شايد هراس نگاه كودك را داشت يا نگراني نگاه مادر را . از روزنه اي ، چشم كنجكاو سكينه بر دست پدر افتاد و خون شتك بسته بر دست ها ، دلش را لرزاند . اما چه كسي مي داند شايد ردايي كه حسين  برسيماي اصغر كشيد انتهاي صبوي پدر بود در نظاره ي كودكي سيراب شايد هم به رسم لحظه هاي خواب كودكان كشيدن ردا بر چهره اصغر خوابش را شيريين تر مي ساخت .

باغبان به كجا مي رود ؟ اين دسته گل را كجاي اين كوير خواهد كاشت ؟ كدام آب را پاي اين نهال خواهد نشاند . باكدام قلم نام كوچك گل را بر مزار كوچكش  خواهد نگاشت ؟ چرا حسين اين همه سنگين گام برمي دارد گويي سنگيني همه ي كوهها را بر دوش دارد خيمه به اميد بازگشت كودكي ((سيراب )) نشسته و مادر در كنار گهواره اي كه ديگر از تاب افتاده اما پدر را در سر سودايي ديگر است دور مي شود وسپس    مي نشيند . دست خنجر ، سينه خاك را مي شكافد و قلب حسين در آرامش خاك داغ و شن هاي گذار آن آرام مي گيرد . حسين بر مي خيزد تنهاي تنهاست هيچ كس نيست . ازجان صدا مي زند و پژواك صداي امام در غريبستان كربلا مي پيچد . صداي شيهه اسب ابوالفضل ، زمزمه ي قرآن اكبر ، وخند هاي شيرين اصغر نيست . به خيمه بازمي گردد و دلش را در زير توده خاكي كه به مدد خنجري جاي گرفته تنها  مي گذارد . همه بيرون ريخته اند . آغوش بي اصغر به آشياني طوفان خورده و خانه اي آتش گرفته مي ماند غوغاي پرسش و ناله ازدحام هق هق و شيون با قاه قاه و عربده دشمنان درآميخته است و حسين در تلاطم اشك و درد ، نگاهش را به جستجوي زينب پرواز مي دهد . لب هاي ترك بسته سرسخن دارند همه در عطش شنيدن گوش مي شوند و تنها يك پاسخ پاي تا سر همه را آتش مي زند : زينب جان پيراهن كهنه ام را بياور

 


?نوشته شده توسط دريا نورد | در سه‌شنبه ۱۸ بهمن ،۱۳۸٤ | پیوند  | پيام هاي ديگران ()  

کربلا و استقامت

 به مناسبت ايام سوگواری سالار شهيدان امام حسين (ع) :

شبحي شكسته از نهايت دشت بازمي گردد ، از سفري كه ره آوردش بي برادري است از ساحل تشنگي آمده و دستان دريا را در پاي نخلهاي نگران و ساحل تفتيده ((علقمه)) كاشته است . توان واپس نگريدنش نيست همه هستي او برخاك افتاده و همه هستي كودكان را جرعه جرعه زمين حريص نوشيده است . بازمي گردد از روزنه خيام دختركي كنجكاو سرك مي كشد قامتي در جذر و مد افتادن و برخاستن وسعت چشمهاي   بي رمقش را مي پوشاند. پدر تنهاست تنها بازمي گردد عمويمان عباس همراهش نيست . در آستانه خيمه ها منظومه خيس چشمها بر مدار قامت حسين ايستاد اشك طغيان كرد و طوفان همه دشت را در هم پيچيد . پرسش در پرسش ، انتظار در انتظار حسين را شكسته تر مي كرد . هيچكس  از عطش  نمي پرسيد هيچ لبي را تمناي آبي نبود عطش عباس تشنگي چشم ها و گوشها ي تفتيده در نوشيدن جرعه اي كلام حسين را محاصره كرده بود واو چه پاسخي مي توانست بدهد سمت حركتش را تغيير داد و عمود ايستاده ترين خيمه  - خيمه برادرـ را فرو فكند و چه پاسخي رساتر ازاين رو برگرداند تا هيچكش شكستگي دوباره اش را نبيند . از خيمه ها شعله شعله عطش  مي جوشيد دختركان تشنه كام  و پسركاني كه هنوز لبخندهاي نخستين زندگي را تجربه مي كردند و  مي گريستند  جگرسوزترين ناله ازآن شيرخواره اي بود كه هنوز گفتن آب را نمي توانست ، نگاه بي رمق ، دست و پا زدن  و گريه اي كه كم كم در گلوي خشكيده اصغر غروب مي كرد تنها تكلم او بود . پدر در غريبي دشت ، در شقاوت خيزترين لحظه ها در برزخي ميان آه آه كودكان و قاه قاه دشمنان ايستاده  تمامي تكيه گاه اميد او و پشتوانه يك كربلا تنهائيش رفته بود  ديگر خوب مي دانست آب به زيارت لبها و خيمه ها نخواهد آمد .

 

آفتاب آتش مي باريد ، حريق تشنگي حرم را مي گداخت و سينه كودكان در تلاشي بي فرجام خاك نمناكي مي جست تا دمي شراره هاي عطش را فرو بنشانند و بازگريه ،  ضجه ،  آب آب و دراين ميان گريه اصغر با چشمي بي اشك ، بي خواب با حنجره اي بي تاب و حسين تنها ، تشنه تر از تمامي كودكان تشنه تر از ساعتي پيش در تمناي بي پاسخ اكبر به خيمه بازگشت . ديدار مادري كه كنار گهواره ، تماشاگر بي قراري كودك است تحمل ناپذير بود ، چه كسي جز زينب مي توانست خواهش حسين را پاسخ گويد :

 

خواهرم اصغر را بياوريد ، شايد هنوز كورسوي عاطفه اي در قلبي بدرخشد ، شايد تار احساسي را ني لبك كوچك كربلا بلرزاند . شايد از سنگستان دلها چشمه اي بجوشد ، شايد بپذيرند كه اين كودك را سيراب سازند و بازگردانند ، شايد شايد و اصغر از اين دست به آن دست نوازش لبهاي ترك بسته را بر گونه هاي پريده رنگش حس كرد و سرانجام به حسين رسيد . گامهاي پدر شتابي گرفت و حسي غريب در رگهايش دويد. ماه در آغوش آفتاب پرپر مي زد ، حسين با شيرخواره اش به ميدان آمده است......    ادامه دارد


?نوشته شده توسط دريا نورد | در دوشنبه ۱٧ بهمن ،۱۳۸٤ | پیوند  | پيام هاي ديگران ()  

بهره برداری از طيف فرکانس VHF

بکار گیری روز افزون از تجهیزات دریایی و تغییرات گوناگون و توسعه فناوریها خود نشانه اهمیت  برنامه ریزی و بهر برداری صحیح و منطبق با مقررات  بین المللی مخابرات دریایی از طیف فرکانس می باشد . استفاده از موقعیتها از حیث تجاری و اضطراری به چگونگی استفاده موثر از طیف فرکانس وابسته می باشد. و در صورت بکار گیری غیر استاندارد از امواج رادیویی ترافیک پیچیده ای از لحاظ زمان و مکان و فرکانس ایجاد خواهد شد . مدیریت بر فرکانسهای دریایی امری اجتناب ناپذیر است ئبا اجرای مقررات ملی وبین اللمللی امکان بهبود ارتباطات دریایی و ایجاد شبکه های رادیویی شناورها و ایستگاههای ساحلی دریک محدوده ویا کل سواحل را فراهم نموده و تداخلات رادیویی نیز به حداقل خواهد رسید. امواج رادیویی به طورنامرئی  همواره با یک دریانورد همراه می باشد ودرصورت نیاز به یک ارتباط مطلوب حضور این امواج نامرئی بسیار محسوس ونمایان می شود ودر بعضی اوقات یک فرشته نجات نام برد .

 از این رو تصمیم گرفتم که به ارائه مطالب درمورد نحوه بهربرداری از طیف فرکانس  V.H.F دریای به صورت خلاصه ومفید بپردازم . امید است با بهربرداری مطلوب از فرکانسهای دریایی و با احترام به قوانین بین المللی  همواره ارتباطات مطوئن و عاری از هر گونه تداخل وبه عنوان همراه همیشه خوب ودر مواقع اضطرار یک فرشته نجات داشته باشیم . 

نکات اساس در بکار گیری V.H.F  دردریا

1-   روش برقراری ارتباط از طریق V.H.F

1-1-آماده سازی -: پیش از فرستادن پیام به وسیله VHF  بهتر است درباره موضوعات مورد نظرمان بیاندیشیم ودر صورت لزوم  جهت جلو گیری از وقفه های ناخواسته و غیر ضروری یادداشت برداری نموده واز هدر رفتن زمان بهر برداری و برروی یک کانال پرترافیک جلو گیری نمائیم.

2-1- شنود: بهتر است پیش از فرستادن پیام اطمینان حاصل نمائیم که شخص دیکری در حال فرستادن پیام در کانال مورد نظر نباشد تا از این طریق از ایجاد وقفه درپیام جلوگیری کنیم. این روش از تداخلهای غیر ضروری نیز جلو گیری می کند. دستگاه VHF می بایست به درستی وبراساس قوانین و مقررات مخابراتی به کار گرفته شود.

3-1-نظم وترتیب : جهت بهربرداری از دستگاه دستگاه VHF می بایست نکات ذیل کاملاٌ رعایت گردد.:

-     از فرستادن پیامهای غیر اضطراری. فوری وپیامهای ایمنی کوتاه خیلی کوتاه بر روی کانال 16 (درحالی که کانالهای دیگری هم در دسترس هستند ) خودرای کنیم .

-         از ارسال پیامهای ضروری که دراتباط ایمنی ودریانوردی هستند بر روی کانالهای  عملیاتی بندر خورداردی گردد.

-         از ارسال پیامهای  غیر ضروری وزائد خود داری گردد.

-         از ارسال پیام بدون مشخصات شناسایی مناسب خودادری گردد.

-         از اشغال کانالهایی که از کیفیت صدای پایین برخوردارند اجنتاب گردد.

-         در فرستادن پیام نباید ازکلمات و وا ژ های زشت وناپسند استفاده نمائیم.

4-1-تکرار : از تکرار واژه های وعبارات پرهیز نموده مگر اینکه به وسیله ایستگاه دریافت کننده پیام چنین تقاضایی صورت گیرد.

5-1- کاهش توان :در صورت امکان برای فرستادن پیام بایستی از کمترین توان ممکن جهت یک ارتباط مطلوب استفاده کنیم.

 

 

 

 


?نوشته شده توسط دريا نورد | در یکشنبه ٩ بهمن ،۱۳۸٤ | پیوند  | پيام هاي ديگران ()  

آشپز به جای اسلحه از تابه استفاده كرد

آشپز به جای اسلحه از تابعه استفاده کرد

 

یک صیاد اندونزی به جرم ریختن رو غن  داغ بعه روی فرمانده شناورش كه در بندر داروین توقیف شده بود به دادگاه  کشیده شد.

سیف الانام ( Saiful Anam)   بیست و هفت ساله  به دلیل وارد آوردن آسیب شدید به هوک سوئن هنگ (Hok Sone Heng) کاپیتان کشتی صیادی که درآن کار می کرد در دادگاه عالیNT  محاکمه شد .

دادگاه مطلع شد که خدمه کشتی که بصورت غیر قانونی به صید می پرداختند در هفتم ما می دستگیر و درکشتی شان در منطقه قرنطینه به فاصله 5/1 کیلو متری از ساحل توقیف شده اند .

انام ، آشپز کشتی ،طبق معمول ، عصرانه کاپیتان را برایش برده است ولی کاپتان غذا را به طرف وی پرت کرده . گفته که حتی به درد خوک ها هم نمی خورد که این صحبت کاپیتان برای انام که مسلمان متعصبی است توهین بزرگی بوده است .

چند ساعت پس از این ماجرا درهمان شب انام تابه ای پر از روغن داغ را برداشت و به کابین کاپیتان برد ، و پتوی او را در حالیکه خوابیده بود کنار زد و روغن و سوزان را روی سر او ریخت . این حرکت باعث سوختگی درجه 3 کاپیتان در نواحی سروگردن ،کمر و دست هایش گردید. کاپیتان را ابتدا  به بیمارستان سلطنتی داروین وسپس به یک بخش سوختگی در آدلاید منتقل کردند.

وکیل مدافع، سوکاکس کیو.سی.( Sue Cox Qc) ، گفت که انام از خانواده ای فقیر در شرق جاوه ومخارج خانواده اش را با درآمدش از صیادی تامین می کرده است . این خانم گفت که انام نگران این موضوع بوده که درحین صید درآبهای استرالیا دستگیر شود و خواسته بود که کشتی را در کوپانگ ترک کند .

کاپیتان درخواست اورا رد کرده و به او گفته که اگر کشتی را ترک نماید دستمزدش را ازدست خواهد داد. خانم کاکس همچنین گفت که کاپیتان برای مدتی به آشپزی او ایراد می گرفته است . داد گاه جلسه بعد را به مدتی دیگری موکول کرد و منتظر حکم از سوی هیأت قضات می باشد.

 

 


?نوشته شده توسط دريا نورد | در چهارشنبه ٢۸ دی ،۱۳۸٤ | پیوند  | پيام هاي ديگران ()  

آشنايی با SAR بخش دوم

بخش دوم آشنايي با SAR

 

           براساس پيشنهاد ارايه شده از طرف سازمان بين الملل دريانوردي (IMO) و سازمان هواپيمايي كشوري (I CAO) ايجاد يك روش كلي و بين المللي جهت تجسس جهت تجسس بازماندگان سوانح دريايي  و هوايي كه دردريا صورت مي پذيرد بصورت مشترك هوايي ودرياي لازم وضروري مي باشد.

كنترل ونظارت بر وضعيت اضطرار ،برقراري ارتباط،انجام هماهنگي هاي لازم درخصوص جستجو ونجات افراد از جمله ارئه توصيه ها و خدماتفوريتهاي پزشكي و نقل وانتقال  افراد سانحه ديده به مراكز با بهر گيري از امكانات و تجهيزات خصوص و دولتي از جمله كشتي ها ،هواپيما و بالگردها و ساير تجهيزات مورد نياز و انجام اقدامات ضروري به منظور جلوگيري وكاهش عوارض ناشي از سوانح درياي از جمله خدمات تجسس و نجات دريايي مي باشد. شناورهايي كه از مبدا بارگيري كرده وبه بسوي مقصد درحال دريانوردي مي باشد مي تواند از خدمات تجسس ونجات مشروح ذيل استفاده نمايد.

1-  دريافت گزارش هواشناسي و آگاه شدن از وضعيت جوي : ناخداي هر شناورقبل از حركت بسوي مقصد خود بايداز شرايط جوي دريا مطلع شده و ازمساعد بودن دريا براي يك دريانوردي ايمن مطمئن گردد. كه از طريق دستگاه V.H.F بروي كانال 18 به زبان فارسي و انگليسي در دو ساعت صبح و بعد ازظهر  هر روز قرائت ميشود.

2-  درصورت بيمار شدن يكي از پرسنل از خدمات پزشكي از راه دور بوسيله :V.H.F  افرادي كه بروي شناور مشغول بكارمي باشند ممكن است دچار بيماري شده و درهنگام كار كردن بر روي شناور حادثه اي براي آنها به وجود آيد . كه دريانوردان ميتوانند از طريق تماس با ايستگاه راديويي كه داري تجيزات و  دستگاه رايو تلفني جهت ارتباط خط تلفن به دستگاه بي سيم V.H.F مي باشند  توصيه هاي پزشكي از راه دور در دريا و راهنمايهاي پزشكان متخصص جهت كمك رساني اوليه به بيمار تا رسيد ن به مراكز درماني استفاده نمايند.  

3-  قرار گرفتن در وضعيت اظطرار و چگونگي اعلام خطر و ارائه خدمات تجسس ونجات:  اگر ناخداي شناور به مسايل مهمي از قبيل بارگيري و بارچيني كناسب ،انتخاب مسيردريانوردي ايمن،گزارش هواشناسي و.... ت.جه ننمايد ممكن است در مسير با خطرهاي مختلفي از قبيل طوفان ،آبگرفتگي بگل نشستن تصادم و غيره... روبرو شده كه هركدام جان پرسنل آن را به خطر مي اندازد.لذا ناخدا بايد روشهاي مختلف درخواست كمك آشنا بوده تا دركوتاه ترين زمان ممكن تعلام درخواست كمك ونجات نمايد.

اقدامات لازم درهنگام اضطرار شناور:

  هنگامي كه يك شناور در حالت اظطرار قارا ميگيرد ناخداي شناور ضمن حفظ خونسردي موقعيت خود را از روي دستگاه G.P.S خوانده و سريعاً آن را يادداشت نمايد و همچنين اطلاعات درخصوص نوع حادثه و نوع كمك درخواستي و مشخصات خور شنارو را آماده نموده وبر روي كانال 16 اعلام اضطرار نمايد.

علامت راديوئي اضطرار دريايي MAYDAY  (مي دي) مي باشد كه بجز درحالت وضعيت خطر درشرايط ديگر استفاده آن كاملاُ ممنوع مي باشد.

اين پيام حق تقدم كامل بر تمامي پيامها دارد و همه كشتيها و ايستگاههاي ساحل صداي MAYDAY  را مي شنوند بايستي بلافاصله هر پيام ديگري كه باعث تداخل دراتباطات علائم پيام فوق مي شود را متوقف نموده و به پيام كاملاً گوش فرا دهند و درصورتي كه درنزديكي موقعيت اضطرار مي باشند به آنها كمك كرده و يا اينكه صداي آن را به ايستگاه  ساحلي رله نمايد، ارسال هرگونه پيام اضطرار با مسئوليت وزير نظر فرمانده شناور انجام ميگيردد.

روش اعلام وضعيت خطر:

شناوري كه درحالت اضطرار قرار داشته و نياز به كمك فوري دارد بصورت ذيل درخواست كمك مي نمايد.

-  مي دي  مي دي  مي دي                                                                 (سه مرتبه) MAY DAY

- من كشتي پاناما هستم                                                     THIS IS PANAMA SHIP        -

- مي دي                                                                                                         MAY DAY-

- موقعيت من E 35 55 056 N 32 57 26    ،     26  57  32  N    056  55  35 E POSITION-

- شناور من آتش گرفته است .                                         I AM ON FIRE                            -

- من احتياج به كمك فوري دارم                           I NEED IMMEDIATE ASSISTANCE.-

- تمام                                                                                                                   OVER-

 

 

 

 

 

 


?نوشته شده توسط دريا نورد | در سه‌شنبه ۱۳ دی ،۱۳۸٤ | پیوند  | پيام هاي ديگران ()  

آشنايی با SAR

 

سلام دوستان عزيز

خوب من بعد از مدتها با نگرشي تازه در وبلاگ و طرح جديد كه زحمت آن بردوش دوست عزيزي بود اومدم مي خوام از اين به بعد به دوستان عزيزم اطلاعاتي درمورد دريا ودريانوردي ارائه بدهم  اميدوارم كه بتوانم قدمي موثر در اين راستا برداشته و براي دوستان عزيز كه هميشه همراه من بوده اند پر بار باشد. ( انشاء ا...)

 

شايد گاهي اوقات با كلمه  SAR برخورد كرده باشيد كه بروي بعضي از شناورها نوشته شده ويا در اخبار شنيده باشيد سعي مي كنم كه اين كلمه را در چند بخش براتون توضيح بده ام.

 

SEARCH AND RESCUE   (SAR)

 

            كشور ايران درسال 1338 هجري شمسي به عضويت سازمان بين اللملي دريانوردي  ( I M O)

درآمده است .سازمان مذكور داراي بيش از 20 كنوانسيون كه يكي از آنها كنوانسيون بين اللمللي تجسس ونجات دريايي (SAR) مي باشد كه طي كنفرانس جهاني درسال 1979 ميلادي در شهر هامبورگ آلمان تشكيل گرديد و مودر تاييد وتصويب دولتهاي عضو. سازمان بين اللملي دريانوردي قرارا گرفته است .

با توجه به موقعيت كشورمان با دارا بودن مرز طولاني آبي متجاوز بر دو هزارو پانصد كيلومتر و لزوم صيانت از آبهاي تحت حاكميت  اعم از خليج فارس ،درياي عمان ،ودريايي خزر وبا عنايت به الحاق ولازم الاجرا شدن مفاد كنوانسيون فوق الذكر براي كشور جمهوري اسلامي ايران از تاريخ 4/8/1374 ،ايجاد هماهنگي نجات دريايي به منظور حفظ جان اشخاص دردريا وانجام عمليات تجسس ونجات درقالب يك طرح مشخص و ازپيش تععين شده كه همسو و هماهنگ با طرح جهاني تجسس ونحات دريايي هوايي باشد ضرروريات غير قابل اجتناب است .

براساس استانداردهاي وپيشنهادهاي سازمان بين اللملي دريانوردي (IMO) وظيفه جلب وهمكاريها و هماهنگيهاي تجسس ونجات در دريا مي بايست به عهده يك سازمان مستقل دريايي مي باشد كه در ايران اين وظيفه به ساز مان بنادر وكشتيراني محول گرديد ه است.

لذا اين سازمان با درنظر گرفت اصول طرح اجراي آن با توجه به اسناد و دستوالعمل هاي  IMOاقدام به ايجاد مركز هماهنگي تجسس ونجات در دريا  دراشكيلات سازماني خود نموده است . نظر به اينكه ايجاد يك مركز مستقل و خودكفا براي تجسس ونجات از نظر پرسنل وتجهيزات  با مشكلات فراواني مواجه خواهد بود و از نظر اقتصادي مقرون به صرفه  نمي باشد ، لذا تصميم گرفته شده است تا اين مهم با همكاري سازمانها وارگانها ي لشكري وكشوري داري پرسنل و تجهيزات لازم مي باشند  انجام گردد.

  ادامه دارد.........

 

 


?نوشته شده توسط دريا نورد | در دوشنبه ٥ دی ،۱۳۸٤ | پیوند  | پيام هاي ديگران ()  

 

 زمين خسته از گذشت زمان نفس مي كشد در اندوهي گرانتر از تحمل آدم و خاك زمين مي چرخد و        مي چرخد بر شانه هاي زخمي زمان و هيچش سر ايستادن نيست كدام حادثه آشفته مي كند روح بي قرار خاك را كه اينسان به جستجوي صبر وسكون به پيش مي تازد بر توسن خطر با ركابي پر از شتاب رفتن     اي پرنده آبي اي مرغابي مگذار زمين در مدار شتابناك خويش شعله ور شود مگذار قامت سبز در سرخ باد حادثه خم شود در هجوم بي امان مرگ وشمشير كدامين نغمه پنهاني اين غربت را با تو در ميان گذاشته كه سر بر شانه هاي فرو تكيده مولا مي گذاري  و گونه هايت را مي چسپاند به رداي سپيد خلاصه سحرو عاطفه چه در دل داري كه اينسان زمزمه مي كني شب غربت را در آن دل كوچك چه غم هاي بزرگي داري كه امشب در جنگلي از سرگرداني و ازدحام چراغ زمزمه روشن كرده اي در امتداد اين شب بي پايان .

..... وعلي به محراب خواهد شد هرچند مرغابي ها دور او را حلقه اي از سكون رسم كنند علي زمين را گام   مي زند آسمان يكدست سياهي است يكدست ، دست غريب حادثه نگاهش را از زمين بر مي دارد و مي تاباند به آسمان غربتي سهمگين بر بام كاهگلي قدم مي گذارد كسي نيست فقط علي است و يكدست حيراني  صداي مرغابي ها هنوز مي آيد وعلي به پيش مي رود به آستان در مي رسد در پر از تلاوت خاموش غربت مي شود و دستهاي تپنده خود را به كمر مولا گره مي زند صداي بسته شدن مي آيد بر كوچه هاي خاكي كوفه شعري پريشان روان است .آسمان اورا مي خواست و زمين در برابر هيبتش كوچك مي نمود و خانه از خاطرات تهي مي شد خانه كاهگلي با حسرتي در گلو چو تكه ابري در شيشه چشم يتيمان سر نهاد بر در گاه ناتواني و......علي به محراب خواهد شد هر چند دنيا باتمام آرايشش در برابر او جلوه كند هرچند تمام دريچه هاي دنيا به روي او گشوده شود علي در پشت غباري از چشم و چشمه در كوچه هاي كوفه گام بر  مي دارد و شمشيري زهرآگين خواب خون مي بيند علي مي رود و كابوسي گرفتار عشق دنيا منتظر است تا خواب شمشير را تعبير كند علي آهسته مي آيد بر پلكاني از ماه قدم مي گذارد دستهاي حادثه در پشت ستون فريب و فتنه پنهان است و زمين عبور خسته خود را دنبال مي كند علي ......

سايه اي بر زمين مسجد پهن شده چون قيري مذاب پاشيده بر زلال آسمان دزدي گرسنه كه روياي عشق و دنيا را در سر دارد كدام رويا گسترده خوفناك آرزوهاي او را پر مي كند ؟ كدام فاصله  و او چقدر به خود نزديك است و چقدر از خود دور است آمده از با شولايي از جنس ابليس و آتشي كه درونش را شعله ور       مي سازد  آمده با روحي از سنگ ايستاده در كنار ستون ساده مسجد،  مسجد از بوي عفونتش متراكم شده و آخرين دقايق خطر را مي شمارد نمي خواهم از بنويسم  نه اينكه مجال نوشتن  نيست كه هست اما نبايد زبان قلم را با نوشتن از او آلود. وعلي آمد وضو ساخته از حوض كوثروقت اذان رسيده است واو پرندگان اذان را در فضاي ملكوتي مسجد به پرواز در مي آورد ((حي علي الفلاح )) و جمعيت فارغ از غوغاي درون او فارغ از همهمه ابليسي پسر ملجم آراسته مي كند صف را براي آخرين نماز جماعت با علي . علي مي ايستد در برابر كوهي از عظمت نماز را اقامه مي بندد ((سبحان ربي العظيم بحمده )) سكون مي آيد سر بر سجده مي برد و سايه اي از پشت شمشير شقاوت را در هوا بلند مي كند در هوا مي چرخاند بر خود مي لرزد در خود مي لرزد با خود مي لــرزد ديگر نمي تواند خود را نگاه دارد  شمشيــر را پاييـن مي آورد و پيشاني علــي چون معجزه   (( شق القمر )) از هم مي شكافد خو ن بر ديوار مسجد نقش مي بندد دوفرشته سبز پوش زير بال علي را مي گيرند وعلي فرياد مي زند:       ((به خداي كعبه رستگار شد م )) 

 

                     امشب سرمهربان نخلي خم شد            دركيسه به جاي نان و خرما خم شد

                    درخانه دور بــيوه اي شيون كرد            همـبازي كودك يـتيـمي كــم شد  

 

 

 

 


?نوشته شده توسط دريا نورد | در یکشنبه ۱ آبان ،۱۳۸٤ | پیوند  | پيام هاي ديگران ()  

 

هرکسی از دوستان میتواند با این آموزش در قرعه کشی شرکت ايسر يك نوت بوك مجاني تحويل بگيرد - البته يك منبع موثق تاييد كرده است كه حقيقت دارد
اينهم لينك ورود وثبت نام
http://notebook.GustoNetwork.com/index.php?mid=371505

توجه : شما با يک کامپيوتر و يک آدرس پستي و يک IP فقط ميتوانيد يکبار ثبت نام نماييد وگرنه سيستم هوشمند ژاپني شما را بيرون خواهد انداخت)
اطلاعات بيشتر و راهنمايي در قسمت پايين :

بهتر است نيم ساعت وقت بگذاريد و با ثبت نام در آدرس داده شده، شانس خود را براي دريافت نت بوك رايگان امتحان كنيد.

نوت بوکهاي رايگان شرکت
Acer
... باور نکردنيه ولي شما هم مي توانيد با چند کليک ساده صاحب يکي از نوت بوکهاي اين شرکت شويد
مشخصات نوت بوك يا همون لب تاپ :


Travel Mate® 2700 features Microsoft® Windows® XP Professional (SP2)*** Intel® Pentium® 4 Processor 2.80GHz (512KB L2 cache, 533MHz FSB)***

512MB (256/256) DDR333 SDRAM***

40GB hard drive***

 integrated CD-RW/DVD-ROM combo drive***

15.4" WXGA (1280 x 800) TFT display***

ATI® MOBILITY™ RADEON™ 9000 graphics***

802.11g WLAN, 10/100 LAN, V.92 modem



ابتدا وارد سايت بالا شويد :

بعد از کامل باز شدن صفحه بر روي
Register now! کليک کنيد

در فر مي که باز ميشود اطلاعات خود را طبق راهنماي تکميل فرم که در انتهاي مطالب همين وبلاگ است کامل وارد کنيد

سپس بر روي
Join now کليک کنيد

در بين هريک از مراحل اگر دو لينک نشان داده شد بر روي هر کدام که
No tanks دارد کليک کنيد

- حالا صفحه اي وجود دارد که شما بايد
User name و Password که در فرم ثبت کرديد را وارد کنيد و بر روي Log in کليک کنيد

- الان صفحه کاربري شما باز شده است شما برا ي دريافت نوت بوک تنها سه مرحله ديگر را بايد بگذرانيد :

1- روي
Offer در بالاي صفحه کليک کنيد و در صفحه اي که باز مي شود تنها يکي از تبليغاتي که به شما نشان داده مي شود را انتخاب و بر روي آن يکبار کليک کنيد و صبر کنيد تا ان صفحه به طور کامل باز شود اين مرحله تمام شد و سايت تبليغاتي را ببنديد. توجه داشته باشيد که تبليغ اولي بنظر ميرسد فيلتر شده باشد بنابراين تبليغ دومي را انتخاب نماييد

2- اين بار از منوهاي بالاي صفحه بر روي
Referrals کليک کنيد در اين صفحه شما يک لينک قرمز مي بينيد(اگر لينگ قرمز را نديديد، بر لينك ديگر كه در زير عكس واقع شده كليك كنيد تا شما را به لينك شخصيتان متصل كند) که همان لينک عضويت شماست و شما بايد آن را براي 18 نفر بفرستيد يعني شما بايد آن را در وبلاگتان قرار دهيد و 18 نفر با کليک کردن روي آن عضو شوند. شما حتي در چت روم ها هم ميتوانيد اين لينک را به افراد بدهيد

با عضويت اين 18 نفر (لا زم نيست که هر کدام از آنها هم 18 نفر عضو داشته باشند و ان به خودشان ربط دارد) که تعداد آنها هم در همين صفحه مشخص مي شود اين مر حله به پايان مي رسد

3- بعد از طي مراحل يک و دو شما از منوي
Order نوت بوک خود را انتخاب و سفارش مي دهيد و شرکت هم طبق زماني که اعلام مي کند نوت بوک را به آدرس شما ارسال مي دارد

تذکرات :

- سعي نکنيد چند بار ثبت نام کنيد چون سيستم هوشمند بوده و مشخصات را باطل مي کند

- برا ي ثبت نام بايد حداقل 18 سال داشته باشيد يعني 1986 به قبل اگر سن شما کمتر از 18 سال است به نام يکي از اعضاي خانواده تان که 18 سال به بالا مي باشد ثبت نام کنيد

- دقت کنيد براي دريافت نوت بوکها لازم نيست که هر کدام از اعضاي زير مجموعه شما 18 نفر زير مجموعه داشته باشند. گرفتن يا نگرفتن عضو براي افراد زير مجموعه شما فقط به عهده ي خودشان است و براي شما هيچ تفاوتي نمي کند

راهنماي تکميل فرم :

1- نام

2- نام خانوادگي

3- اولين ادرس

4- دومين ادرس : در صورت وجود ادرس دوم را وارد نماييد

5- شهر

6- استان

7- کد پستي محل اقامت

8- کشور

8- تاريخ تولد به ميلادي((برا ي ثبت نام بايد حداقل 18 سال داشته باشيد يعني 1986 به قبل اگر سن شما کمتر از 18 سال است به نام يکي از اعضاي خانواده تان که 18 سال به بالا مي باشد ثبت نام کنيد))

اگر تاريخ ميلادي تولد را نمي دانيد سن را از 2005 کم کرده انوقت سال به دست مي ايد ، ماه و روز هم مهم نيست و هر چه دلتان خواست انتخاب کنيد

9- تلفن تماس : تلفن شما+ک

 

د شهر بدون صفر+کد کشور بدون صفر يعني98

مانند : 1234567-37232-98

 

امتحان کنيد بدون هيچ سرمايه ای پس ضرر نداره

 


?نوشته شده توسط دريا نورد | در چهارشنبه ٢٧ مهر ،۱۳۸٤ | پیوند  | پيام هاي ديگران ()  

صفحه نخست
بایگانی
پست الكترونيك
بازدید: 

پيوندها

طراحي قالب: دختر آفتاب

POWERED BY
DokhtarAftab